کیومرث سهرابی مدرس دانشگاه(استادیار) و دکترای مدیریت وبرنامه ریزی

فرشید خانجانیان مدرس دانشگاه و دانشجوی دکترای مدیریت

سوالات فصول 9و10و11 کتاب استونر- تئوریهای مدیریت پیشرفته اراک وبوئین زهرا

برای دیدن سوالات فصول 9و10و11 کتاب استونر جهت پایان ترم تئوریهای مدیریت پیشرفته واحدهای اراک وبویین زهرا بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید.

 


«‌  فصل 9  »
1. تفاوت بین تصمیمات برنامه ریزی شده و نشده را بیان کنید  ؟ص426
تصمیمات برنامه ریزی شده مروبط به امور جاری است و می توان بر میناب سیاست ها ،‌ رویه ها و مقررات نوشته شده یا نانوشته مورد اقدام قرار داد . تصمیمات برنامه ریزی نشده در مورد مسأله های غیر عادی یا استثنایی مطرح می شوند . زیرا بیشتر تصمیمات به مسائل آینده مربوط می شوند و مدیران باید بتوانند شرایط اطمینان ، ریسک یا شرایط عدم اطمینان هر موقعیتی را تجزیه و تحلیل کنند. در شرایط اطمینان مدیران می توانند نتایج هر تصمیمی را پیش بینی کنند . در حالت وجود ریسک نتیجه محتمل از هر راه یا گزینه را می توان پیش بینی کرد ولی در شرایط عدم اطمینان نمی توان نتایج را پیش بینی کرد .   
2. فرآیند تصمیمات عقلانی را توضیح دهید؟ص411
1.        بررسی موقعی (تعیین مسأله ، تعیین علت ها ، تعیین اهداف تصمیم گیری )
2.       ارائه راه حل ها ( جستجوی ارائه راه حل های ابتکاری ، ارزیابی راه حل های انجام نشده 
3.      ارزیابی راه حل ها و انتخاب بهترین راه حل
4.       اجرا و نظارت ( برنامه اجرا ، اجرای برنامه ، نظارت بر اجرا و اصطلاحات ضروری )
لازم به ذکر است در عملکرد مدیریت و آموزش مدیریت الگوی بخردانه تاریخچه ای بلند بالا دارد.
3. تئوری بازی و تئوری بحران چگونه می توانند پهنه گسترده تر را در آن تصمیم می گیرد توضیح دهند؟ص423
در تئوری بازی افرادی مورد توجه هستند که می‌توانند در مورد طرف مقابل‌ تصمیم بگیرند.از این رو دیدگاه مبتنی بر تئوری بازی ایجاب می کند که ما تصمیم گیری را فرآیندی بدانیم که 2 نفر وجو دارند و هر یک خود را با حضور شخص دیگری وفق می دهند. اگر چه هر یک به شیوه ای عقلانی تصمیم می گیرند ولی جنبه سازش کاری را هم نباید فراموش کنند . مثل صنعت کنونی هواپیمایی ایالات متحده آمریکا .
 تئوری بحرانی یعنی مطالعه الگوهای پویا در سیستم گسترده اجتماعی بنابراین تئوری بحران ناشی از نگرش سیستمی است . لازم به ذکر است در هر دو تئوری به فرآیند تصمیم گیری از این زاویه نگاه می شود و مبنی براین که تصمیم گیرندگان باید با توجه به آنچه که سایر تصمیم گیرندگان در همان زمان انجام می دهند اقدام به اتخاذ تصمیم نمایند و محصول یا نتیجه ای مشترک به بار می آید که الزاماً موردنظر آنها نیست.
 
4. تفاوت اصلی بین شناسایی مسأله و شناسایی فرصت را بیان کنید.
تصمیم گیری با مسایل سرو کاردارد.هنگامی که یک وضع موجود و واقعی با وضع یا حالت مطلوب متفاوت باشد یک مساله به وجود می اید  . امکان دارد مساله به صورت نوعی فرصت باشد که به اصطلاح در لباس مبدل پدیدار شده باشد.
مساله مساله توانایی مدیریت را در رسیدن به هدف هایش دستخوش تهدید قرار می دهد و یا آن را به مخاطره می اندازد .
فرصت یا موقعیت چیزی است که برای مدیران این امکان را به وجود می آورد به چیزی بیش از هدف های مورد نظرش دست یابد.
فرصت های موجود در سازمان و نه مسائل ← کلید اصلی موفقیت هدیه وسازمان می باشد و سازمان با حل مسأله امور را در مسیر عاید خود قرار می دهد و نتایج حاصل از شناسایی و فرصت ها موجب می شود که سازمان بتواند کارهای مناسب و شایسته انجام دهد.
5. چهار حالت که باعث می شود مدیر نسبت به وجود مسأله ای پی ببرد را بر شمارید ؟ص396
1.        زمانی که اقدامات و کارهای کنونی نسبت به تجربیات گذشته متفاوت باشد.
2.       زمانی که اقدامات کنونی از برنامه های تعیین شده انحراف دارد یا متفاوت است.
3.      زمانی که سایر مردم باعث می شوند مدیر متوجه مسائل گردد.
4.       زمانی که عملکرد شرکت های رقیب از عملکرد سازمان بهتر است.
 
6. تفاوت تصمیم گیری در شرایط اطمینان ، ریسک و شرایط عدم اطمینان را بیان نمایید ؟ص406تاص408
همه مدیران به هنگام تصمیم گیری باید راه حل هایی را مورد ارزیابی قرار دهندو بیشتر این تصمیمات مربوط به رویداد های  آینده است که پیش بینی  آنها چندان ساده نیست. مثل واکنش شرکت رقیب نسبت به قیمت محصول جدید .
شرایط تصمیم گیری
اطمینان :‌ تحت شرایط اطمینان ،  ما به خوبی از هدف ها آگاهیم و درباره نتیجه اقدام یا راهی را که در پیش رو داریم می توانیم اطلاعاتی دقیق ،  قابل سنجش و معتبر به دست آوریم. مثلاً‌ مدیر یا مسئولی را در نظر آورید که باید درباره برنامه های یک جشن داستان نویسی تصمیم بگیرد.
ریسک : ریسک مربوط به زمانی است که نتوان به صورت قطعی نتیجه حاصل از اقدام را پیش بینی نمود ،  ولی برای پیش بینی نوع احتمالی که منجر به نتیجه مطلوب یا مورد نظر می شود ،  اطلاعات کافی در دست است. مثلاً زمانی که کسی شیر یا خط می کند و می خواهد با توجه به نوع احتمال تصمیم گیری نماید.
عدم اطمینان : در شرایط عدم اطمینان ،  درباره نتایج حاصل از اقدامات هیچ نوع اطلاعی در دست نیست. پدیده عدم اطمینان دارای دو منشا اصلی است :
 
1.  معمولا مدیران با عوامل خارج از سازمان رو به رو می شوند که ،  تقریبا به صورت کامل از کنترل آنها خارج است. مثل آب و هوا.
2.  مدیر نمی تواند به اطلاعات اساسی دست یابد.
 
7. در چه زمانی پدیده هایی مانند عقلایی محدود ، رضایت بخش و اصول تجربی وارد فرآیند تصمیم گیری فرد می شوند تا وی تصمیمات بهتر یا بدتر اتخاذ نماید ؟ص419و420
در الگوی عقلایی ،‌ یک فرد تصمیم گیرنده در ذهن تداعی می شود که گویا یک ماشین حساب بسیار پیشرفته است. ولی ما می دانیم که مدیران باید در محدوده های زمانی و با اطلاعات اندک اقدام به تصمیم گیری کنند . 3 اصل ارائه شده است که به مدیران کمک می کند برای تصمیمات آینده خود اقدام نمایند. این اصول به خودی خود نه خوب و نه بد هستند . بلکه به مدیران کمک می کنند که در نظر داشته باشند که ما انسان هستیم و از نظر استفاده از مغز خود دارای محدودیت های هستیم .
عقلایی محدود : دنیای واقعی،  تصمیم گیرندگان ،  باید با اطللاعات ناقصی که درباره ماهیت مساله و راه حل ها ارائه می شوند بسازند و نمی توانند همه اطلاات را به یاد آورند .
 
رضایت مندی : اغلب مدیران تصمیمی می گیرند متناسب با هدفها و خواسته های افراد مورد نظر باشد. آنها راه حل رضایت بخش یا نخستین راه حل رضایت بخشی را که می یابند می پذیرند ،  و در صدد بر نمی آیند تا راه حلی بیابند که منافع آنها به حداکثر برسند.
اصل تجربی : فرایند تصمیم گیری سرعت بیشتری پیدا می کند. و با رعایت اصل تجربی و مناسب حال کسانی است که بیشتر به تجربیات گذشته و نیز به تعصبات شخصی خود تکیه می نمایند.
ویژگی های اصل تجربی هم :‌
1.        موجود بودن یا دردسترس بودن اطلاعات
2.       تثبیت وضع و تعدیل
 
«‌  فصل 10  »
 
1. سیر تکاملی مدیریت استراتژیک را شرح دهید ؟ص466
از جنگ جهانی دوم برنامه ریزی برای استراتژی سازمان به صورت نوعی برنامه ریزی درآمده است که آن را مدیریت استراتژیک می نامند. [ و برنامه ریزی استراتژیک عبارتست از فرآیندی برای تدوین این استراتژی و در صورت لزوم به روز کردن آن ]
معمولاً مدیران برای تصمیم گیری درباره استراتژی سازمان یک فرآیند مدیریت استراتژیک 4 مرحله ای به کار می برند و سپس از افراد می خواهند که این استراتژی  را به اجرا در آورند و این 4 گام (مرحله) عبارتند از :
1. تعیین هدف ،‌       2. تدوین استراتژی ،         3. اجرا ،         4. کنترل استراتژیک .
تصمیم گیری استراتژیک در سطح شرکت ،‌ در سطح واحد تجاری و در سطح واحد وظیفه ای سازمان انجام می شود ، پایان این روند به برنامه های عملیاتی می انجامد که مربوط به اجرای استراتژی می شود این امر باعث که مدیریت استراتژیک بسیار تخصصی شود .
 
 
 
2. استراتژی بیان مسیری است که سازمان طی خواهد کرد را شرح دهید؟ص467
استراتژی بیان مسیری است که سازمان طی خواهد کرد ، استراتژی آینده سازمان را برای مدیران ترسیم و آنها را به آن سو رهنمون می گرددو می توان استراتژی سازمان را به عنوان یک عقیده یا نظر درباره شیوه ی دانست که افراد یک سازمان در طول زمان با افراد سازمان های دیگر رابطه متقابل بر قرار می کنند. برای بیان مسیر استراتژی شرکت از سه روش استفاده می شود .
1.        روش مبتنی بر مجموع دارایی های (پرتقوی) شرکت
2.       روش مبتنی بر 5 نیرو
3.       روش مبتنی بر استراتژی سازمانی


3. فرصت ها ومحدودیت های ناشی ازنگرش مبتنی بر اشتراک مساعی در استراتژی را بر شمارید؟ص464
فرصت ها :
1.        همکاری شرکت ها با یکدیگر و در هم آمیخته شدن (ادغام) فن آوری شریک با فن آوری شرکت دیگر در شرکت های تضامنی
2.       ارائه بهترین محصول به مشتری 
3.       عرضه خدمات با کیفیت بسیار بالا
4.       هدایت فعالیت های تحقیق و توسعه

استراتژی مبتنی بر تشریک مساعی در سایه این شناخت بوجود می آید که مدیران در سازمان های مختلف دارای منافع همگون می باشند.

محدودیت ها :

استراتژی مبتنی بر تشریک مساعی دارای یک محدوده بسیار عمده در ایالات متحده آمریکاست . قوانین ضد انحصاری اجازه نمی دهد که قیمت ها تثبیت شود ،‌شرکت های رقیب نمی توانند در هم ادغام شوند تا همه تجارب را در انحصار خود درآورند و آینده این استراتژی نامشخص است .

 

4. برای برنامه ریزی ، ‌هدف ها اهمیت زیادی دارند ؟ 4 دلیل برای نشان دادن این اهمیت برشمارید ؟ص441

  1. 1.        هدف ها مسیر یا جهت را تعیین می کنند .
  2. 2.       هدف ها موجب تمرکز تلاش ها می گردند.
  3. 3.       هدف ها مسیر برنامه ها و تصمیمات را مشخص می کنند .
  4. 4.       هدف ها به ما کمک می کنند، میزان پیشرفت خود را تعیین نمائیم .

 

 

5. دو نوع برنامه را نام ببرید و شیوه ارتباط آنها را با یکدیگر بیان نمایید و تفاوت آنها را بیان کنید؟ص444تاص446

برنامه های استراتژیک بوسیله مدیران رده بالا تدوین می شوند و هدف های کلی سازمان  مشخص می گردند.

برنامه های عملیاتی ← شرح تفصیلی یا دستورالعمل اجرایی برنامه های استراتژی است که در قالب فعالیت های روزمره مشخص می گردند.

 

شیوه ارتباط

در برنامه های عملیاتی و استراتژیک سلسله مراتب وجود داردو رسالت یا ماموریت سازمان در بالا قرار دارد و آن عبارت است از یک هدف گسترده مبتنی بر مفروضاتی که مدیران درباره سازمان ،‌ شایستگی و جایگاه آن در صنعت مربوط دارند و هویت سازمان را تشکیل می دهد و برای این است که وحدت سازمان را نشان دهد و موجب ایجاد انگیزه و تحریک اعضا شود و شرکت را در مسیر تامین هدف های استراتژیک و عملیاتی قرار می دهد و مشخص کننده نوع فعالیت افراد در سازمان است.

 

 

تفاوت :

-        افق زمانی برنامه استراتژیک دوره های چند ساله و یا چند دهه را در بر می گیرندو برنامه های عملیاتی اغلب دوره زمانی یک ساله

-        دامنه ← برنامه استراتژیک بر بسیاری از فعالیت های سازمان اثر می گذارند و در حالی که برنامه عملیاتی دارای طیف یا دامنه بسیار محدود هستند و تفاوت عمده در میزان روابطی است که انجام می گیرد.

-        شرح جزئیات اغلب هدف های استراتژیک به زبان ساده و کلی بیان می شود ولی این کلی گویی لازم است و سازمان می کوشد افراد را در مسیری قرار دهد که درباره کل عملیات سازمان بیندیشند. لازم به ذکر است برنامه های عملیاتی از برنامه های استراتژیک استخراج می شوند و دارای شرح تفصیلی بیشتری هستند.  

6. سه سطح از استراتژی و تفاوت بین آنها را بر شمارید؟ص453تا455

  1. 1.        استراتژی در سطح کل شرکت : به وسیله مدیریت ارشد سازمان تنظیم و تدوین می گردد . زیرا آن گروه بر عملیات و فعالیت های همه سازمان که بیش از یک نوع فعالیت است اشراف دارد و بر آنها نظارت می کند . پرسش هایی که در این سطح مطرح می شوند ؟! مثلاً‌ چه نوع فعالیت هایی انجام خواهد داد ؟ هر واحد سازمانی چه هدف هایی دارد و ...

 

  1. 2.       استراتژی در سطح واحد های سازمانی : به موضوع مدیریت عملیات و فعالیت های یک واحد بخصوص توجه می شود . در استراتژی واحد سازمانی سعی می شود مشخص شود که سازمان باید در بازار مربوطه به خود چه اقداماتی به عمل می آورد ؟ چگونه اقدام کند ؟ و با توجه به منابع و شرایط موجود در بازار چه راهی را باید در پیش گیرد ؟
  2. 3.       استراتژی در سطح وظیفه ای : در تدوین استراتژی در سطح وظیفه ای چارچوبی برای مدیران ارائه می شود که درهر یک از واحد ها (مانند بازاریابی یا تولید) بتواند استراتژی های واحد سازمانی و استراتژی کل شرکت را به اجرا درآورند.

* در استراتژی واحد سازمانی : سلسله مراتب استراتژی ها تکمیل می شود و برنامه عملیاتی به اجرا در می آید .

 

 

« ‌ فصل 11 »

1. جنبه های اصلی اجرای استراتژی و رابطه آن با برنامه ریزی استراتژیک بیان نمائید؟

اجرای استراتژی به ساختار سازمانی بستگی دارد و یعنی نهادینه کردن و عملی نمودن استراتژی های تدوین شده. هنگامی که استراتژی ها به صورت مجموعه ای از ارزش ها هنجار ها نقش ها و گروه هایی در آیند که در راه تامین هدفی مشخص گام بر می دارند . این استراتژی نهادینه می شود و اگر استراتژی بتواند هدف کلی و برنامه اجرایی سازمان را تعیین کند در آن صورت برنامه های عملیاتی سعنی شرح تفصیلی یا جزئیاتی را که باید در برنامه های استراتژیک و عملیات روزمره سازمان گنجانید مشخص می شوند و برنامه های عملیاتی به 2 گروه طبقه بندی می شوند :

1- برنامه های یک بار مصرف    و    2- برنامه های جاری

2. هفت عامل الگوی معروف s7 را برشمارید و رابطه آنها با اجرای استراتژی را بیان نمائید؟ ص485

الگوی 7 s از الگوی چاندلسر به وجود آمد و بیانگر این است که اجرای موفقیت آمیز استراتژی به رابطه متقابل بین ساختار استراتژی سیستم شیوه مدیریت کارکنان مهارت ها و هدف های بسیار عالی شرکت بستگی دارد.

 

 

3. دیدگاه چاندلر  در مورد سه مرحله از رشد و توسعه ساختار و استراتژی سازمان را شرح دهید؟ص511

اجرا تا حدی به ساختار سازمانی بستگی دارد ،‌دیدگاه چاندلسر این بود که اصولاً سازمان های ایالات متحده آمریکا از سه مرحله استراتژی و ساختاری می گذرند و از حالت یک واحد در می آیند و به سازمان وظیفه ای تبدیل می شوندو سپس به صورت سازمانی که دارای چندین واحد مستقل است در آیند و اصولاً یک سازمان کار خود را در یک واحد منحصر به فرد شروع می کند ،‌ محصولی منحصر به فرد تولید می نماید و تنها یک نفر درباره فعالیت آن تصمیم می گیرد . چون سازمان رشد نماید و بزرگ شود با افزایش حجم فعالیت و مستقر شدن در جاهای متعدد درگیر مسائل جدید می شود .

سازمان به صورت یک واحد بزرگ در می آید که دارای چندین واحد عملیاتی و دفتر اداری است و باید کار آنها را هماهنگ نماید، تقسیم وظیفه کند و استانداردهای یکسانی را به اجرا در آورد . چون سازمان رشد کند و در سطح عمودی گسترش یابد باید فعالیت ها را یکپارچه نمود و سازمان از نظر واحد های تولید بازاریابی و امور مالی در می آید که نیاز به سیستم برنامه ریزی و بودجه بندی رسمی پیدا می کند.

سرانجام در مرحله سوم سازمان فعلیت های خود را متنوع می سازد و به صورت سازمانی در می اید که دارای واحد های مستقل متعدد است و در قالب مجموعه ای از واحد های کوچک و مرتبط به یکدیگر به فعالیت خود ادامه می دهد .  

4. هنگامی که می گوئیم یک استراتژی نهادینه می شود مقصود ما چیست؟ مدیر عامل در اینجا چه نقشی را ایفا می کند؟ص491

هنگامی که استراتژی ها به صورت مجموعه ای از ارزش ها هنجار ها نقش ها و گروه هایی در آیند که در راه تامین هدفی مشخص گام بر می دارند این استراتژی نهادینه می شود. از آنجا که مدیر عامل بیشتر وقت خود را صرف تدوین استراتژی می نماید ،‌ به ناچار ارزش های شخصی بر شکل استراتژی و فرهنگ سازمانی اثر می گذارد.

گذشته این مدیر عامل استراتژی را تفسیر می نماید تعهد شرکت به ارزش ها را به اثبات می رساند و موجب ایجاد انگیزه در دیگران می شود . همچنین مدیر عامل می کوشد اطمینان حاصل کند که افراد مناسب و شایسته ای در پست های کلیدی مدیریت قرار گیرند. اگر به جای ارتقا دادن افراد ،‌ مدیرانی را از خارج سازمان انتخاب کنند آنها دارای نقاط قوت و ضعف خاص خود خواهند بود . مدیر عامل را از طریق تلقین ارزش ها باور ها و افزودن وفاداری کارکنان می تواند یک استراتژی که مورد نظر وی است تقویت نماید . 

5. دو برنامه اصلی از برنامه های عملیاتی را بیان نماییدو محل کاربرد آنها را شرح دهید ؟ص495تا497

برنامه های عملیاتی که در بر گیرنده شرح تفصیلی مراحل اجرایی است به 2 گروه عمده تقسیم می شوند .

1. برنامه های یک بار مصرف : برنامه هایی که احتمالاً به همان شکل یا به همان صورت درآینده تکرار نخواهند شد و برای تامین هدف های استثنایی و غیر جاری طرح ریزی می شوند.

 

- برنامه های کوتاه مدت : مجموعه ای از کارهای نسبتاً بزرگ را در بر  می گیرد.

- طرح : بخش هایی کوچکتر و مجزا از برنامه های کوتاه مدت آنها را در فضایی محدودتر به اجرا در می آورند و از نظر زمان و دستوالعمل های اجرایی بسیار مشخص و متمایز می باشند.

- بودجه : گزارشی از منابع مالی که برای کارهای خاص در دوره های زمان معین در نظر گرفته می شوند و ابزار هایی هستند برای کنترل فعالیت های سازمانی.

 

2. برنامه های جاری : برای شرایط قابل پیش بینی و عملیات جاری طرح ریزی می شوند . سیاست ها ، رویه ها و مقررات درباره برنامه های جاری تدوین و اجرا می گردند .

برنامه های جاری برای مدیران این امکان را بوجود می آورند تا در وقت خود صرفه جویی نمایند . زیرا آنها باید با شرایط مشابه روبه رو شوند و امور به صورت پیوسته و تکراری انجام می شوند.

 [ برنامه های جاری ← سیاست ها ← روش ها و رویه های استاندارد ← مقررات ]

6. مدیریت مبتنی بر هدف را تعریف کنید و نقاط قوت و ضعف آن را بر شمارید ؟ص502تا504

مقصود از مدیریت مبتنی بر هدف یک مجموعه رسمی از رویداد هایی است که با تعیین هدف آغاز می گردد و تا بررسی عملکرد ها ادامه می یابد . مدیریت مبتنی بر هدف راه یا مسیری را ارائه می کند که می توان بدان وسیله تلاش های همه اعضای سازمان را یکپارچه نمود و در مسیر تامین هدف های عالی تر مدیریت و استراتژی سازمان هدایت شود. برنامه هاس بسیار اثر بخش مدیریت مبتنی بر هدف دارای ارکان زیر هستند :

[ تعهد به برنامه تعیین هدف ها به شیوه ای بسیار عالی ، هدف های فردی ، مشارکت ، وجود آزادی عمل در اجرای برنامه ها و مروری بر عملکرد ]

 

 

ارزیابی مدیریت مبتنی بر هدف

دو پژوهشگر به نام کارول و توسی در مطالعه ای درباره مدیریت مبتنی بر هدف به سه مفهوم اساسی توجه کرده اند .

1. تعیین هدف      2. بازخورد نمودن نتیجه عملکرد ها        3. مشارکت افراد در تعیین هدف

تا بدان وسیله مشخص کنند که خوش بینی نسبت به روش مدیریت مبتنی بر هدف تا چه اندازه قابل توجیه است و به این نتیجه رسیده اند کسانی که در تامین هدف موفق بودند که هدف را با قصد افزایش عملکرد تعیین کرده اند . کارکنان و اعضای سازمان که از نتیجه عملکرد های خود به موقع آگاه شده اند و آنها که در تعیین هدف مشارکت کرده اند و دارای عملکرد بهتری بوده اند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که فرآیند مشارکت دادن افراد موجب بهبود ارتباطات و درک یا تفاهم افراد می شوند.

 

 

 

 

 
  
نویسنده : کیومرث سهرابی-فرشید خانجانیان ; ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/٩/۱٦
تگ ها :